«هوا تاریک و دید کم بود، ولی یک نفر مسلح به کلاشینکف را دیدم که در نور چراغ آستانه راهرویی، در فاصله ۴۰۰ متری ایستاده بود. از داخل دوربین می دیدمش. او هم مثل بقیه عراقی ها بود. به پایین شکم اش شلیک کردم و از پا درآمد.» جیمز ویلکز-لشکر ۲۵ فورت وورث-تکزاس
اختفاء مساله ای کلیدی برای تبدیل شدن به یک تک تیرانداز است. سربازان بسیار آموزش دیده ای که قادرند با دقتی بسیار زیاد از فاصله هایی باورنکردنی شلیک کنند. به علاوه، آموزش های استتار، اختفاء، نفوذ، شناسایی و دیده بانی، از آنها مخوف ترین موجوداتی می سازد که ممکن است در صحنه نبرد یافت شوند. در ادامه، فهرست ده نفره ای از برترین تک تیراندازان تاریخ ارائه می شود:
۱۰-توماس پلانکت(Thomas Plunkett)
متوفی به سال ۱۸۵۱
وی یک ایرلندی بود که در لشکر ۹۵ تفنگداران بریتانیا خدمت می کرد. آنچه سبب نام آور شدن وی است، هدف قرار دادن یک ژنرال بسیار موثر فرانسوی، یعنی آگوست-ماری-فرانسوا کولبر است.
در جریان نبردی در کاکابلوس در خلال عقب نشینی مونرو به سال ۱۸۰۹، پلانکت با یک تفنگ بیکر، ژنرال فرانسوی را از فاصله ۶۰۰ متری هدف قرار داد. با توجه به دقت سلاح های اوایل قرن نوزدهم، چنین شلیکی کاری بسیار برجسته و اتفاقی خاص بود. از آنجا که پلانکت خوش نداشت همقطارانش این هدف گیری عالی را از سر شانس و اقبال قلمداد کنند، تصمیم گرفت قبل از بازگشت به خط جبهه خودی، شلیک دیگری را نیز انجام دهد. بنابراین اسلحه اش را مجدداً پر کرد و افسر شیپورچی (که در آن زمان در جنگ ها وجود داشتند) را هدف قرار داد که به کمک ژنرال تیر خورده شتافته بود. پس از این دومین شلیک موفق، به برگشت و به سیمای همرزمانش خیره شد که همگی تحت تاثیر قرار گرفته بودند.
برای مقایسه کافی است در نظر بگیریم که همه سربازان انگلیسی مسلح به تفنگ های «براون بس» بوده و جهت شلیک از فاصله ۵۰ متری آموزش دیده بودند، در حالیکه پلانکت دوبار از ۱۲ برابر این فاصله هدف گیری موفقی انجام داد.
۹-گروهبان گریس(Sgt Grace)
لشکر پیاده چهارم جورجیا
روز نهم می سال ۱۸۴۶، زمانی بود که گروهبان گریس، تیراندازی ماهر از نیروهای کنفدراسیون، یکی از غیرباورترین و در عین حال خنده دارترین مرگ ها را نصیب قربانی خود ساخت. در خلال نبرد اسپوتسیلوانیا، وی ژنرال جان سجویک(تصویر فوق) را از فاصله ۱۰۰۰ یاردی هدف قرار داد که این فاصله در زمان خودش بسیار زیاد بود. در آغاز درگیری، تیراندازان ماهر قوای کنفدراسیون نیروهای سجویک را وادار کردند که هر کدام در گوشه ای پناه بگیرند. سجویک از پناه گرفتن امتناع ورزید و گفت:«چه؟! این سربازان تنها به خاطر یک گلوله این همه جاخالی می دهند؟! پس اگر همه خط دشمن با هم آتش کنند چه کار خواهن کرد؟! شماها مایه شرمساری من هستید! آنها از این فاصله یک فیل را هم نمی توانند بزنند». افراد وی همچنان بر پناه گرفتن اصرار داشتند و او نیز مدام تکرار می کرد:«آنها از این فاصله یک فیل را هم نمی توانند بزنند». چند ثانیه بعد، گریس گلوله ای را زیر چشم چپ سجویک نشاند. سجویک بالاترین افسری بود که در جنگ های داخلی امریکا جان باخت و بنا بر شنیده ها، سرتیپ ژنرال اولیس اس. گرانت مدام می پرسید:« او واقعاً مرده؟!»
۸-چارلز «چاک» ماوهینی(Charles ‘Chuck’ Mawhinney)
1949-
103 مرگ تایید شده
وی در کودکی یک شکارچی مشتاق بود و در ۱۹۶۷ به تفنگ داران دریایی پیوست. او در نیروی تفنگ داران دریایی آمریکا در طول جنگ ویتنام خدمت کرد و رکورد کارلوس هتکاک- تک تیرانداز افسانه ای تفنگ داران دریایی- را شکست. تنها در ۱۶ ماه، وی ۱۰۳ نفر را از پا درآورد و ۲۱۶ مرگ احتمالی دیگر نیز به دست وی صورت گرفت که به دلیل خطرناک بودن شرایط، امکان جستجوی اجساد و تایید آن توسط ارتش وجود نداشت. هنگامی که ارتش را ترک کرد، به کسی درباره نقش خود در جنگ چیزی نگفت و فقط بعضی از رفقای وی از اقداماتش مطلع بودند. تنها بیست سال بعد بود که کسی کتابی در مورد جزئیات مهارت شگفت آور وی نوشت و او از گمنامی درآمد و به عنوان سخنران در مدرسه تک تیراندازی مشغول شد. وی یک بار عنوان کرد: «این کار حد نهایت یک سفر شکاری بود: شکار کردن فردی که می خواست من را شکار کند. با من در مورد شکار شیر یا فیل حرف نزنید، این حیوانات با تفنگ دوربین دار از خودشان دفاع نمی کنند. من عاشق این کار بودم و تقریباً آن را می بلعیدم».
در حالی که یک شلیک مرگبار معمولاً از فواصل ۳۰۰ تا ۸۰۰ یاردی صورت می پذیرد، ماوهینی با شلیک هار مرگبار تایید شده بالای ۱۰۰۰ متر، یکی از برترین تک تیراندازان جنگ ویتنام بوده است.
۷-راب فورلانگ(Rob Furlong)
این سرجوخه سابق ارتش کانادا، رکورددار دورترین شلیک مرگبار تایید شده تاریخ، از فاصله ۱٫۵۱ مایلی یا ۲۴۳۰ متری است که معادل طول ۲۶ زمین فوتبال است.
این موفقیت خیره کننده در سال ۲۰۰۲، در طی عملیات آناکوندا به دست آمد. تیم تک تیراندازی وی متشکل از دو سرجوخه و دو استوار بود. هنگامی که ۳ نیروی مسلح القاعده به سوی موقعیتی کوهستانی در حرکت بودند، وی اقدام به هدف گیری کرد. فورلانگ مسلح به یک تفنگ کالیبر ۵۰ مک میلان برادرزTac-50 بود که با فشنگ های A-Max با نیروی پسای خیلی پایین، پر شده بود. زمان پرواز هر کدام از گلوله ها، با در نظر گرفتن فاصله از اهداف، ۳ ثانیه بود که زمان کافی برای پناه گرفتن را در اختیار دشمن قرار می داد. با این حال، شبه نظامی نگون بخت تنها زمانی فهمید که اوضاع از چه قرار است که گلوله سوم سینه اش را شکافته بود.
۶-واسیلی زایتسف(Vasily Zaytsev)
23 مارس ۱۹۱۵-۱۵ دسامبر ۱۹۹۱
۲۴۲ مرگ تایید شده
به لطف فیلم معروف «دشمن بر دروازه ها» (ساخته ژان-ژاک آنو) وی شاید معروف ترین تک تیرانداز تاریخ باشد. این فیلم با اینکه ساخته ای تحسین شده و قوی است، به تمامی مطابق واقعیت نیست. واقعیت آن است که تک تیرانداز آلمانی درکار نبوده، و یا نه به آن حدی که در فیلم اغراق و پرداخت شده است. زایتسف در یلنینسکویه متولد شد و در کوه های اورال رشد یافت. معنی فامیلی وی «خرگوش» است. قبل از واقعه استالینگراد، او به عنوان منشی در نیروی دریایی شوروی خدمت می کرد و پس از خواندن در مورد اتفاقات استالینگراد، داوطلبانه به خط مقدم رفت و در هنگ ۱۰۴۷ تفنگ داران فعال شد. زایتسف یک مدرسه تک تیراندازی در محل کارخانه متیز به راه انداخت. دانشجویان افسری تحت آموزش وی زایچاتا، به معنی «بچه خرگوش ها» خطاب می شدند. این اقدام آغاز فعالیت های تک تیراندازی در سپاه ۶۲ بود. برآورد می شود که تک تیراندازان آموزش دیده نزد زایتسف بیش از ۳۰۰۰ سرباز دشمن را از پا درآورده باشند.
خود زایتسف بین اکتبر ۱۹۴۲ تا ژانویه ۱۹۴۳، دارای ۲۴۲ مرگ تایید شده است که این میزان احتمالاً نزدیک ۵۰۰ مرگ است. با وجود اینکه در ابتدای این قسمت گفت شد که تیرانداز آلمانی (چنانچه در فیلم دیده اید) در کار نبوده، با این حال باید به یک آلمانی به نام اروین کونیگ(Erwin Kónig) اشاره کرد که از وی به عنوان ماهرترین تک تیرانداز ورماخت (نیروی زمینی ارتش نازی) یاد می شود. زایتسف در خاطرات خود به یک دوئل سه روزه در ویرانه های استالینگراد اشاره می کند. از جزئیات واقعه چیز زیادی در دست نیست، اما در پایان این زورآزمایی سه روزه، زایتسف دشمن خود را هلاک کرد و دوربین سلاح وی را به عنوان ارزشمند ترین غنیمتی با خود برداشت، که خود نشان دهنده آن است که حریفش در مهارت می بایست همپایه زاتسف بوده باشد.
۵-لیودمیلا پاولیچنکو(Lyudmila Pavlichenko)
12 جولای ۱۹۱۶-۱۰ اکتبر ۱۹۷۴
۳۰۹ مرگ تایید شده
در ژوئن ۱۹۴۱، پاولیچمکو ۲۴ سال داشت که آلمان نازی به شوروی سابق حمله کرد. وی در میان اولین داوطلبانی بود که به نیروی زمینی پیوستند. او در سپاه ۲۵ پیاده ارتش سرخ و به عنوان یکی از ۲۰۰۰ زن تک تیرانداز قوای بلشویک به خدمت پرداخت.
اولین دو کشتار وی نزدیک بلایفکا و با اسحله bolt action موسین-ناگانت مجهز به دوربین P.E. 4-power صورت گرفت. اولین عملیاتی نیز که در آن شرکت جست در جریان نبرد اودسا بود. در آنجا و طی ۲ ماه و نیم، وی ۱۸۷ مرگ را سبب شد. زمانی که مجبور به جابجایی شدند، ۸ ماه در سواستوپول در شبه جزیره کریمه جنگید و به رکورد ۲۵۷ مرگ دست یافت و این موفقیت سبب ذکر نام وی در شورای ارتش جنوبی شد. میزان کل مرگ های تایید شده به دست وی در جنگ دوم جهانی ۳۰۹ مرگ است که ۳۶ نفر از قربانیان وی را تک تیراندازان دشمن تشکیل می دادند.
۴-سرجوخه فرانسیس پگاماگابو(Corporal Francis Pegahmagabow)
9 مارس ۱۸۹۲-۵ آگوست ۱۹۵۲
۳۷۸ مرگ تایید شده
+۳۰۰ اسیر
وی سه بار مدال نظامی دریافت نموده و دو بار به شدت زخمی شده است و به عنوان تیرانداز و فرماندهی ماهر، ۳۷۸ آلمانی را کشته و بیش از ۳۰۰ نفر را به اسارت گرفته است. او جنگجویی از سرخپوستان اوجیبوا بود که در ارتش کانادا خدمت می کرد. نه تنها کشتن نزدیک به چهارصد آلمانی، بلکه از اقدامات وی در زمان مجروحیت فرمانده اش، انتقال پیام ها و دستورات نظامی زیر آتش بسیار سنگین دشمن جهت رساندن تجیزات و نیز انتقال مهمات به واحدش بود-که در آستانه اتمام مهماتشان بودند. در اثر این اقدام شجاعانه به دریافت مدال مفتخر شد.
با وجودی که در میان همقطارانش به عنوان یک قهرمان و یکی از موثرترین تک تیراندازان جنگ جهانی اول بود، در زمان بازگشت به خانه اش، کانادا، ناشناخته ماند.
۳-آلبرت اف. والدرون(Adelbert F. Waldron)
14 مارس ۱۹۳۳-۱۸ اکتبر ۱۹۹۵
۱۰۹ مرگ تایید شده
وی دارای رکورد بیشترین تعداد مرگ های تایید شده در تاریخ تک تیراندازان آمریکاست. هر چند که جایگاه وی نه تنها به دلیل رکورد بالایش، بلکه به دلیل دقت فوق العاده شلیک هایش نیز است.
خلاصه زیر از کتاب ”Inside the Crosshairs: Snipers in Vietnam” نوشته مایکل لی لنینگ، به خوبی بیان گر این معناست:
«در یک بعد از ظهر، وی سوار بر یک قایق تانگو در رود مکونگ حرکت می کرد، که یک تیرانداز دشمن به سوی قایق آتش کرد. در حالی که تمامی سرنشینان قایق به هر سو نگاه می کردند تا این تک تیرانداز دشمن را پیدا کنند که از فاصله ۹۰۰ متری ساحل شلیک می کرد، گروهبان والدرون اسلحه دورزن اش را برداشت و تنها با یک گلوله، تیرانداز دشمن را که بالای یک درخت نارگیل موضع گرفته بود از پا درآورد (در حالی که خود والدورن در یک موضع متحرک قرار داشت). این مهارت بهترین تک تیرانداز نیروهای ما بود.»
چنانچه مقیاسی برای اندازه گیری دشواری کار تک تیراندازی باشد، این حرکت والدرون نزدیک به غیرممکن قرار دارد.
۲-کارلوس نورمن هتکاک (Carlos Norman Hathcock II)
20 می ۱۹۴۲-۲۳ فوریه ۱۹۹۹
اسم مستعار «Lông Trung du Kich» به معنی «تک تیرانداز پر سپید»
۹۳ مرگ تایید شده
هتکاک یکی از بالاترین رکوردهای تعداد ماموریت را در نیروی تفنگ داران دریایی آمریکا داراست. فارغ از جوایز متعددی که در مسابقات گوناگون تیراندازی کسب کرده بود، در طی جنگ ویتنام ۹۳ مرگ تایید شده را نیز موجب شده است. ارتش ویتنام به دلیل میزان آسیبی که از ناحیه وی به پرسنل اش وارد شده بود، برای سر وی جایزه ای ۳۰۰۰۰ دلاری تعیین کرده بود. برای مقایسه در نظر بگیرید که رقمی که برای سر تک تیراندازان آمریکایی از سوی ارتش ویتنام شمالی تعیین می شد معمولاً فقط ۸ دلار بود!
هنچنین، این هتکاک بود که معروف ترین و برترین شلیک تاریخ تک تیراندازان را انجام داده است. گلوله ای که وی از فاصله ای بعید شلیک کرد، درست از دوربین اسلحه تک تیرانداز دشمن عبور کرده و پس از اصابت به چشم، وی را از پا درآورد. هتکاک به همراه دیده بانش رونالد برک در حال جستجوی تک تیراندازی بودند که بسیاری از نفرات تنفگ داران را شکار کرده بود و گمان می رفت که ماموریت اصلی اش، در واقع شکار خود هتکاک باشد. هنگامی که هتکاک برای یک لحظه برق ناشی از بازتاب نور بر روی دوربین اسلحه حریف را دید، در نصف ثانیه، دقیق ترین شلیک تاریخ تک تیراندازی را انجام داد. هتکاک چنین استدلال می کند که تنها توجیه منطقی این قضیه آن است که دو طرف درست در یک زمان به سمت هم هدف گیری کرده باشند و این هتکاک بود که زودتر ماشه را کشید. معنی نام فامیلی وی پر سپید بود و او نیز همیشه یک پر سفید روی کلاه خود داشت که فقط یکبار و برای ماموریتی خاص آن را از کلاهش برداشت. در نظر بگیرید که وی داوطلبانه به این ماموریت رفت و مسافتی بیش از ۱۵۰۰ یارد را در قلمرو دشمن سینه خیز طی کرد تا یک ژنرال ارتش ویتنام شمالی را شکار کند. اطلاعات لازم برای این ماموریت تنها زمانی رسید که وی در راه عزیمت بود. ۴ روز و ۳ شب بدون خوابیدن، سانتی متر به سانتی متر سینه خیز رفت. حتی یکبار که در میان گل و لای استتار کرده بود، یکی از سربازان دشمن از روی بدنش عبور کرد. در نقطه ای دیگر از مسیر نیز توسط یک افعی گزیده شد، با این حال ماموریت اش را ادامه داد. نهایتاً به موقعیت مورد نظر رسید و در انتظار ژنرال به کمین نشست. هتکاک تنها یک گلوله شلیک کرد که با اصابت به سینه ژنرال سبب مرگ وی شد. ویتنامی ها برای پیدا کردن وی تمام منطقه را جستجو کردند، اما هتکاک مسیر آمده را سینه خیز برگشت و گریخت. اعصاب وی پولادین بود.
۱-سیمو هایها(Simo Häyhä)
۱۷ دسامبر ۱۹۰۵- ۱ آوریل ۲۰۰۲
معروف به « مرگ سپید»
۷۰۵ مرگ تایید شده (۵۰۵ تا با تفنگ و ۲۰۰ تا با مسلسل دستی)
او یک سرباز فنلاندی بود که با یک تفنگ غیر اتوماتیک با گلنگدن دستی و با دستگاه نشانه روی فلزی و بدون دوربین اپتیکی، رکورددار بیشترین کشتار تایید شده در تاریخ کل جنگ هاست.
هایها در شهرکی از توابع روآت یاروی، نزدیک مرز روسیه و فنلاند به دنیا آمد و به سال ۱۹۲۵ به اترش پیوست. خدمت به به عنوان تک تیرانداز در خلال «جنگ زمستانی» (۱۹۳۹-۱۹۴۰) بین روسیه و فنلاند، صورت گرفت. در میدان نبرد، وی دماهایی پایین تر از ۴۰ زیر صفر را تحمل کرد. در کمتر از صد روز، ۵۰۵ مرگ تایید شده را سبب شد که با احتساب مرگ های تایید نشده این مقدار به ۵۴۲ مرگ می رسد، هرچند منابع غیر رسمی عدد ۸۰۰ را صحیح می دانند. درکنار تک تیراندازی هایش، وی ۲۰۰ نفر دیگر را نیز با مسلسل Suomi KP/31 از پا درآورده است.
شیوه کار هایها نیز جالب توجه است. او برای ۳ ماه در تمام طول روز تنها بود و در میان برف ها به روس ها شلیک می کرد. البته روس ها در ابتدا و پس از اینکه چند دو جین جنازه روی دست شان ماند، به خود گفتند:«خوب که چه؟ جنگ است دیگر، و در آن صدمات و خساراتی هم خواهد بود!»، اما هنگامی که به ژنرال های روسی گفته شد که تنها یک مرد با یک تنفنگ مسبب این همه کشتار است، تصمیم گرفتند اقدام کوچکی صورت دهند. در ابتدا روس ها نیز یک تک تیرانداز به مقابله وی فرستادند. وقتی جنازه این تک تیرانداز از خط برگشت، آنها یک تیم از تک تیراندازها را به منطقه اعزام کردند و هنگامی که هیچ یک از اعضای این تیم زنده برنگشت، فرماندهان یک جوخه کامل را اعزام کردند. این جوخه نیز با تحمل صدمات و از دست دادن تعدادی نفراتش کاری از پیش نبرد. نهایتاً از توپخانه نیز استفاده شد که فایده ای نداشت. همه این ها نشان از هوش بالای هایها دارد. وی با پوشیدن لباس های یکدست سفید، در برفها استتار می کرد و از اسلحه ای کوچک تر استفاده می کرد تا با وجود جثه کوچکش، در کاربرد آن مشکلی نداشته باشد (قد وی تنها ۱۶۰ سانتی متر بود)، که رعایت این نکته سبب افزایش دقت کار وی شده بود. او از دستگاه نشانه روی آهنی استفاده می کرد تا به خود به عنوان یک هدف، ابعاد کوچک تری داشته و سخت تر دیده شود (استفاده از دوربین سبب می شود تیرانداز سر و سینه اش را بلند کند). او همچنین برف جلوی دهانه لوله را می کوبید تا در اثر شلیک، گرد برفی بلند نشده و محل وی را لو ندهد. همچنین برای جلوگیری از بخار شدن نفس هایش که ممکن بود سبب دیده شدن او شود، مقداری برف را در دهانش نگه می داشت. هر چند نهایتاً در ۶ مارس ۱۹۴۰ گلوله ای سرگردان به آرواره اش اصابت کرد. سربازان خودی وی را در حالی یافتند که «نیمی از سرش از بین رفته بود». اما از این جراحت جان به در و هنگامی که در ۱۳ مارس هایها حواس خود را بازیافت، همان روز نیز در جبهه ها آتش بس اعلام شد.
یکبار دیگر اعداد را مرور کنیم:
۵۰۵ مرگ با تکنیک تک تیراندازی + ۲۰۰ مرگ به وسیله مسلسل دستی= ۷۰۵ مرگ تایید شده، همگی ظرف تنها ۱۰۰ روز
منبع:http://listverse.com/2009/11/13/top-10-snipers-in-history