خائنین بالفطره
دستهبندی شده در سینما در ۵:۲۰ ب.ظ
مد روز است که قبل از هر نقد سینمایی، مبلغی فحش و انتقاد نثار سیستم پخش سینمایی کشور شود که فلان فیلم را که در قاب کوچک تی.وی نباید دید، بل که بر پرده عریض باید به تماشا نشست.
جدای از وارد بودن یا نبودن این انتقاد، حقاً و انصافاً نوشتن از آواتار تا وقتی که سه بعدی را ندیده باشی سخت است و حتی شاید دور از انصاف.
لذا نمی توان(نباید؟) به جلوه های بصری اش پرداخت و بیشتر می توان از داستانش حرف زد.
پلات فیلم شباهت عجیبی به «رقص با گرگ ها» (یا رقصنده با گرگها یا رقصیدن با گرگها، چه می دانم هر آنچه برگردان فارسی Dance with wolves است) دارد. شکل و شمایل و حتی آداب و رسوم ناوی ها عجیب شبیه سرخپوست هاست. آدم ها(ی سفید پوست) هم طبق کلیشه حریصانه در پی فلزی گرانبها، طبیعت را می کاوند و جنبدنگان را می کشند.
نمونه جدیدترش هم «آخرین سامورایی» است و نمونه وطنی اش را تحت عنوان «باسکرویل»، همین جعفری جوزانی خودمان می خواهد بسازد (ان شاء الله، آن هم با هزار اما و اگر البته)
کل داستان همان است که هفتصد سال قبل سعدی-علیه الرحمه- فرموده:
شد غلامی به جوی که آب آرد
آب جوی آمد و غلام ببرد
یعنی جوانکی می رود در دل دشمن برای نبرد، و از قضای روزگار و تقدیر کردگار، به جماعت دشمن (به شکل عام) و به دخترکی از آن جماعت (به شکل خاص!) دل می بندد و بعد بر می گردد و دمار لشگر خودی را در می آورد که ای پدرسوخته ها! آخر چه کار به کار این مردم نازنین دارید؟!
حضرت جیمز کامرون- یزیدالله فیلموگرافیه- البته هر چه بسازد از سطح استاندارد پایین تر نخواهد آمد. نتیجه آنکه آواتار هر چه باشد پول بلیت سینما-و برای ما پول دی.وی.دی پرده ای- را حرام نخواهد کرد. اما توقع نداشته باشید که داستانی محیرالعقول ببینید، هر چند که تصاویر محیرالعقول است و بعد از چند صباح که از شوک انفجارات سه بعدی بیرون می آیی، دستگیرت می شود که فیلم خاصی هم ندیده ای.
از حقیر بپرسید اسکار جلوه های ویژه (و شاید هم صداگذاری) برای فیلم منصفانه است، و بیش از آن، نشانه جوگیری داوران اسکار است. (حالا اسکار همچین آش دهان سوزی هم نیست به خدا. به آمیتا باچان خواستند اسکار بدهند گفت نمی خواهم، خودم یک میلیارد هوادار جانفشان دارم).
اگر حس و حالی بود می شود درباره سایر نکته های جالب آواتار نوشت. کسی چه می داند.

