سبُکی تحمل ناپذیر خیانت
دستهبندی شده در سینما در ۱۱:۴۹ ق.ظ
"یه زمانی واسه ناموس چاقو رو زیر سر نمی بستن، اما حالا…"
محاکمه در خیابان یک فیلم صد در صد کیمیایی است. همان اولین روزهای اکران دیدمش. بر خلاف بعضی آثار اخیر کیمیایی که فیلم نامه درست و درمانی نداشت، این یکی قصه اش را قشنگ تعریف می کند و گاف و ایرادات خیلی کم تری دارد. شاید همان طور که در تیتراژ هم آمده، همکاری اصغر فرهادی در این اتفاق بی تاثیر نبوده است.
بازی ها هم به عقیده من راضی کننده اند. پولاد که این اواخر پای ثابت فیلم های پدرش است و نقش یک بچه با مرام جنوب شهری را درآورده که تیزی روزگار هم چهره اش را خط انداخته. مریلا زارعی در همان تک سکانس گل می کارد، ولی به نظر من، از همه جالب تر بازی عبدالله یا عبد بود.
داستان، داستانی کهنه است با تم های معمول کیمیایی: رفاقت ، ناموس، خیانت یا وفاداری و مهم ترین موتیف فیلم هم «چاقو» است.
جوانی چند ساعت قبل از نشستن پای سفره عقد از بهترین دوستش می شنود که همسر آینده اش با کسی دیگر می پریده و این به قیمت خراب شدن زندگی خانوادگی آن مرد متاهل تمام شده. تازه داماد سیاه شده از فرط خشم دوره می افتد که راست و دروغ قضیه را درآورد و …
ممکن است بگویید زمانه این حرف ها گذشته و باید در باره چیزهایی دیگر فیلم ساخت. خوب این هم حرفی است، ولی نباید این انتظار را از کیمیایی داشت که در دهه هفتاد عمرش در وصف جوانی کردن جوانان جامعه امروز فیلم بسازد؛ کاری یکی دوبار خواست و نتیجه اش اصلاً جالب نبود.
زمانه کیمیایی و آدم هایش تقریباً به سر آمده، ولی نمی توان از لذت نوستالژیک یادآوری آن دوران گذشت. شاید از همین روست که سینماتوگرافی فیلم چنان کم رنگ است که به سیاه و سفید می زند، انگار که این مفاهیم، این آدم ها و این دنیا دیگر در حال محو شدن اند و دیگر…
یه زمانی واسه ناموس چاقو رو زیر سر نمی بستن، اما حالا…


This website uses IntenseDebate comments, but they are not currently loaded because either your browser doesn't support JavaScript, or they didn't load fast enough.
ارسال پاسخ