سوالی از سبزها
دستهبندی شده در سیاست در ۱۱:۰۸ ق.ظ
۱-یکی می گفت چه کنیم با این ایران شیعی که برای هر واقعه ای، یک ما به ازای تاریخی از بزرگان مذهب اش دارد و برای هر حمله ای، ضد حمله ای در آستین.
مثلاً همین واقعه روز عاشورا. آن چه امام حسین و آن جمع حدود صد نفر کردند آن بود که حجت را بر کسانی که صرفاً قلت عددی را دلیل بی کنشی می دانند بستند و نشان دادند با چند ده نفر هم می توان تاریخ را عوض کرد. پس کم بودن پیروان یک فکر و عقیده دلیل درست یا غلط بودن آن و عذری برای خانه نشینی نیست.
۲- در این چندماهه سوالی در ذهنم مانده که چرا به اصطلاح جنبش سبزی ها باید انگل وار به راهپیمایی ها و اجتماعات دیگر بچسبند و چرا عاجزند از این که در روز روشن یک تظاهرات بزرگ مستقل راه بیاندازند؟
یا باید نماز جمعه ای باشد یا روز قدسی یا ۱۳ آبانی یا هر تجمع دیگری که سبزها در پناه جمعیت مردم مخفی شوند و سنگر بگیرند.
اگر واقعاً به کثرت عددی خود و صحت شعار خود اعتقاد دارید چرا مرد و مردانه و در یک روز خلوت به خیابان نمی آیید و حرف خود را فریاد نمی زنید و به همه نشان نمی دهید که چه در چنته دارید؟
عذر ترس از جان و ترس از دستگیری و کشته شدن توسط رژیم هم که وارد نیست. چرا که خون هیچ کس از امام حسین (ع) و ابالفضل (ع) و … که رنگین تر نیست. حتی از خون خسرو گلسرخی هم رنگین تر نیست که مردانه در برابر شاه ایستاد و جان سپرد.
با این موش و گربه بازی ها نه به نتیجه ای می رسید و نه حتی صدق گفتار خود را معلوم می دارید.


دی ۲۵م, ۱۳۸۸ در ۷:۰۴ ق.ظ
اهم … پرسش خوبیه … اما تو می دونی برای مقابله با خشونت معتقدانه باید بیشتر از این کشته شد و خون داد و زخم خورد… اینکه قدس و سیزده آبان و … سبزها می آن بیرون واسه اینه که از کمی فضای آزاد تر استفاده کنن. از فضای نسبتن کم خشونت تر … وگرنه روزی مثل ۲۵ خرداد که بیرون آمدن کمتر از هشت تا کشته ندادن…
دی ۲۵م, ۱۳۸۸ در ۷:۰۵ ق.ظ
یه نکته دیگه هم هست قبول داری جنبش سبز کاملن خود جوش و مردمیه و کنترل نمی شه رهبری نداره که کنترل بشه… اگه می گن میرحسین واسه اسمشه نه واقعن رهبر این جنبش باشه… شاید اصلن به همین خاطر این جنبش کمی کور و ابتر باشه و به نتیجه رسیدنش طول بکشه… راستی امروز می خوام تنها دوبار زندگی می کنیم رو ببینم…
دی ۲۶م, ۱۳۸۸ در ۱۲:۱۴ ب.ظ
با این همه باز هم این مشکل باقی می ماند که حرکت سبز طفیلی حرکت های دیگر باشد. این که تا حدامکان از خشونت دوری کرد فکر خوبی است، اما می دانی که گاهی «ناچار» می شویم که علی رغم میل باطنی درگیر خشونت شویم.
ثانیًاًً بی رهبر بودن یک جنبش فی ذاته نکته مطلوبی نیست. نبود رهبری باعث هرز رفتن زحمات می شود و ای بسا نتیجه معکوس هم بدهد. نتیجه حداقلش همین است که این روزها شاهدیم که سازگارا یا مخملباف یا… این جنبش را مصادره به مطلوب کرده و دنبال منافع خودشان هستند و برایشان مهم نیست واقعاً آن جوانی که در خیابان باتوم می خورد که می خواهد یا چه بر سرش می آید.
امیدوارم از فیلم لذت ببری، بعد هم در موردش صحبت کنیم